رادینرادین، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 5 روز سن داره

وبلاگ آقای نی نی

موتور

1391/6/19 11:12
نویسنده : we
937 بازدید
اشتراک گذاری

آقای نی نی حالا دیگه واسه خودش راه می ره . توی همه کشوها و کمدها و کابینت ها سرک می کشه و البته همه چیزو میریزه بیرون . یا هم می بره می ندازه توی لباس شویی. مثلا همین چند وقت پیش یه لیمو عمانی انداخته بود توی لباس شویی تا شسته بشه . دکمه همه وسایل برقی رو همین طور که توی خونه راه می ره می زنه و درمقابل این کار نمی تونه مقاومت کنه.حالا دیگه می تونه سر قوطی ها رو بذاره و ببنده . می تونه چیزای مختلفو روی هم بچینه والبته نیم ثانیه بعدش خراب کنه و با انگشت اشاره اش درخواستاشو به ما بفهمونه.عاشق موتوره . هرجا گوشه خیابون موتور ببینه اونقدر داد و بیداد راه می ندازه تا سوارش کنن. عکس زیر یه بعداز ظهر گرم تابستونه....تقریبا تمام موتورهای خیابونو سوار شده تا موقعی که صاحبای موتورا از راه رسیدن . این یکی آخریه.پشت دوربین هم یه مامان و بابای خسته و عرق کرده از گرما دارن خواهش می کنن که بی خیال شه و البته نی نی هم کلا ول کن جریان نیست.

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (2)

آیدین
20 شهریور 91 13:56
رادین موتوری فیلمی اقتباسی براساس فیلم ((رضا موتوری1349 ساخته مسعود کیمیایی)) رادین موتوری نام فیلمی ایرانی است به نویسندگی و کارگردانی مامان مریم و با بازی بابایی و مامانی و موتور مردم که در سال ۱۳91 در خیابانهای مشهد ساخته و اکران شده است.
مدیر وبلاگ
20 شهریور 91 14:15
یارو نشسته بوده پشت بنز آخرین سیستم، داشته صد و هشتاد تا تو اتوبان میرفته، یهو میبینه یک موتور گازی ازش جلو زد! خیلی شاکی میشه، پا رو میگذاره رو گاز، با سرعت دویست از بغل موتوره رد میشه. یک مدت واسه خودش خوش و خرم میره، یهو میبینه موتور گازیه غیییییژ ازش جلو زد! دیگه پاک قاط میزنه، پا رو تا ته میگذاره رو گاز، با دویست و چهل تا از موتو…ره جلو میزنه. همینجور داشته با آخرین سرعت میرفته، یهو میبینه، موتور گازیه مثل تیر از بغلش رد شد!! طرف کم میاره، راهنما میزنه کنار به موتوریه هم علامت میده بزنه کنار. خلاصه دوتایی وامیستن کنار اتوبان، یارو پیاده میشه، میره جلو موتوریه، میگه: آقا تو خدایی! من مخلصتم، فقط بگو چطور با این موتور گازی کل مارو خوابوندی؟! موتوریه با رنگ پریده، نفس زنان میگه: والله … داداش…. خدا پدرت رو بیامرزه واستادی… آخه … کش شلوارم گیر کرده به آینه بغلت!!! نتیجه اخلاقی: اگر می بینید بعضی ها در کمال بی استعدادی پیشرفت های قابل ملاحظه ایی دارند ببینید کش شلوارشان به کجای یک مدیر گیر کرده!!!!!