موتور
آقای نی نی حالا دیگه واسه خودش راه می ره . توی همه کشوها و کمدها و کابینت ها سرک می کشه و البته همه چیزو میریزه بیرون . یا هم می بره می ندازه توی لباس شویی. مثلا همین چند وقت پیش یه لیمو عمانی انداخته بود توی لباس شویی تا شسته بشه . دکمه همه وسایل برقی رو همین طور که توی خونه راه می ره می زنه و درمقابل این کار نمی تونه مقاومت کنه.حالا دیگه می تونه سر قوطی ها رو بذاره و ببنده . می تونه چیزای مختلفو روی هم بچینه والبته نیم ثانیه بعدش خراب کنه و با انگشت اشاره اش درخواستاشو به ما بفهمونه.عاشق موتوره . هرجا گوشه خیابون موتور ببینه اونقدر داد و بیداد راه می ندازه تا سوارش کنن. عکس زیر یه بعداز ظهر گرم تابستونه....تقریبا تمام موتورهای خیابونو سوار شده تا موقعی که صاحبای موتورا از راه رسیدن . این یکی آخریه.پشت دوربین هم یه مامان و بابای خسته و عرق کرده از گرما دارن خواهش می کنن که بی خیال شه و البته نی نی هم کلا ول کن جریان نیست.



موتور
